X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



هکران قلبها ومغزها

">

هکران قلب ها ومغزها
گلشیفته فراهانی ارتش سری روشنفكران اصلاح طلبان ایرانی انتشارات روزنامه کیهان پیام فضلی نژاد دکتر سروش گوگوش ارتش سکرت CIA رابطین سیا عزت الله فولادوند مصطفی رحیمی بهاءالدین خرمشاهی فخرالدین عظیمی فریبرز رییس دانا عبدالحسین آذرنگ هرمز همایون پور عبدالله توکل رضا رضایی مراد فرهادپور نادر انتخابی کریم امامی گلی امامی فاطمه ولیانی ژانت آفاری فمینیست بهایی و عضو ارشد بنیاد اشرف پهلوی بزرگ نادرزاد حورا یاوری رامین جهانبگلو محمدرضا نیکفر فلسفه دان لائیک مقیم آلمان شاهین نجفی مهرداد درویش پور حلقه کیان حلقه ماسونی عبدالکریم سروش محمد مجتهد شبستری رضا تهرانی ابراهیم خلیفه سلطانی محمدجواد غلامرضا کاشی ناصر هادیان آرش نراقی سیدمرتضی مردیها محمدتقی فاضل میبدی عطاالله مهاجرانی سعید حجاریان محسن آرمین عباس عبدی حسین قاضیان محسن امین زاده مصطفی تاج زاده محسن کدیور اکبر گنجی عمادالدین باقی و علیرضا علوی تبار سید محمد خاتمی میرحسین موسوی تجدد فیلوسفیا ماهنامه کار ارگان سازمان فدائیان خلق وزارت امور خارجه آلمان
WELCOME TO ANTIFBI
عضویت در وب
Link Dump
ویژه چند رسانه ای

فراماسون ها در درجات بالا، مخفیانه "بعل" را تحت نامی مخفی و غیرعادی می پرستند

ارتش سري روشنفكران 1 , 2 درآمد، ارباب حلقه ها


رابطین خوب آمریکا

نگاه نو و کیان در جست وجوی هدف واحدی بودند و هر یک، از نقطه عزیمتی به سوی آن حرکت کردند. نیروی نگاه نو متکی به حلقه ای بود که علی میرزایی (مدیرمسئول) و خشایار دیهیمی (دبیر شورای نویسندگان) در ۶ شماره نخست آن را ساماندهی کردند. چهره هایی چون عزت الله فولادوند، مصطفی رحیمی، بهاءالدین خرمشاهی، فخرالدین عظیمی، فریبرز رییس دانا، عبدالحسین آذرنگ، هرمز همایون پور، عبدالله توکل، رضا رضایی، مراد فرهادپور، نادر انتخابی، کریم امامی، گلی امامی، فاطمه ولیانی و… بدنه شورای نویسندگان را تشکیل می دادند.

به تدریج روشنفکران سکولار مقیم اروپا و آمریکا نیز به جمع آنان پیوستند؛۲۴ کسانی مانند ژانت آفاری (فمینیست بهایی و عضو ارشد بنیاد اشرف پهلوی)، بزرگ نادرزاد (معاون وزیر فرهنگ رژیم پهلوی)، حورا یاوری (پژوهشگر مقیم نیویورک)، رامین جهانبگلو (نویسنده مقیم فرانسه)، محمدرضا نیکفر (فلسفه دان لائیک مقیم آلمان)، مهرداد درویش پور (جامعه شناس لائیک مقیم اروپا). ۲۵ بدنه حلقه کیان را نیز ۲ سطح از فعالان سیاسی در بر می گرفتند؛ یکی بدنه تئوریک نشریه شامل چهره هایی مانند عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، رضا تهرانی، ابراهیم خلیفه سلطانی، محمدجواد غلامرضا کاشی، ناصر هادیان، آرش نراقی، سیدمرتضی مردیها، محمدتقی فاضل میبدی؛ و دیگری چهره های سابق و لاحق وزارت اطلاعات یا مدیران ارشد دولتی مانند عطاالله مهاجرانی، سعید حجاریان، محسن آرمین، عباس عبدی، حسین قاضیان، محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، محسن کدیور، اکبر گنجی، عمادالدین باقی و علیرضا علوی تبار بودند.

 

Secret Army

 

در این هنگام عبدالکریم سروش و سیدمحمد خاتمی تنها زوجی بودند که گزینه های مقبولی برای بازی در نقش جدید سیاستمداران سکولار ارزیابی می شدند. اردیبهشت ۱۳۷۰ که خاتمی بر صندلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تکیه زده بود، در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران به قیاس شالوده های نظام اسلامی با سیستم فلسفی نظام سرمایه داری پرداخت و گفت غرب پس از طی پروسه ای طبیعی، «خود را با واقعیت محک زده» و «مبانی نظام امروز مبتنی بر آزادی است.» او نتیجه گرفت دنیای نظر و عمل غرب «دنیایی واقعی است و آزادی محور» که «با طبع بشر سازگار است، اما دنیای اسلام قرن ها از صحنه زندگی دور بوده است» و «گرفتار خلاء تئوریک»؛۲۶ بنابراین اسلام «پاسخگوی نیازهای بشر» نیست.۲۷ خرداد ۱۳۷۰، کمتر از یک ماه بعد از سخنرانی خاتمی، شهید سیدمرتضی آوینی با انتشار مقاله «تجدد و تحجر؟» در ماهنامه سوره به نقد آن پرداخت:

این «آزادی» که وزیر محترم ارشاد آن را معنا کرده اند، مطلوب انسان های بدوی است و بشر امروز «بدویت» را به مثابه متضادی برای مفهوم «تمدن» می شناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد… برخلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلاء مبتلابه ما (مسلمانان) در نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، «خلاء تئوریک» نیست.

اسلام در مقام نظر هیچ نقصی ندارد و نقص – هر چه هست- از آنجاست که تمدن امروز، محصولی منقطع از «وحی» است… مشکل امروز ما «غرب زدگی» نیست،

«عوام زدگی» است.۲۸

 

اشتراکات فکری سیدمحمد خاتمی و عبدالکریم سروش به تدریج آنان را نزد اپوزیسیون برانداز خارج از کشور در جایگاه «سیاستمداران تجدیدنظرطلب» قرار داد. مرداد ۱۳۷۱، ماهنامه کار (ارگان سازمان فدائیان خلق) با چاپ سرمقاله بهروز خلیق درباره «نیروهای رفرمیست درون حاکمیت اسلامی» نوشت:
حجت الاسلام «محمد خاتمی» وزیر سابق ارشاد که از عناصر «روشن بین» جناح اسلامی است، نظرات و دیدگاههایی را نیز از چند سال قبل مطرح نموده است. او معتقد است که اسلام قرن ها از صحنه زندگی به دور بوده و در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها برمی گردد، «دچار خلاء» است. لذا «فقه» باید «تحول» پیدا کند تا با نیازهای زمان متناسب شود.

یکی از شخصیتهای دیگری که پرچم «رفرم در شریعت اسلامی» را برداشته است، «عبدالکریم سروش» است. سروش در حقیقت به این امر اصرار می ورزد که مدیریت فقهی ناتوان از اداره جامعه کنونی و پاسخگویی به نیازهای بشر امروز است. در زمینه ولایت مطلقه و آزادی نیز نظرات سروش مبتنی بر نفی ولایت و قدرت مطلقه است. حجت الاسلام «محمدجواد حجتی کرمانی» نیز در سلسله مقالاتش با عنوان نقش زمان در تطور فقه که در «روزنامه اطلاعات» چاپ می شود، در صدد امروزی کردن دین است.29

تحولات جدید همراه با دورانی گشت که به روایت نویسنده کتاب انقلاب و روشنفکران «غرب در جست وجوی واسطه» از داخل ایران بود.۳۰ هوشنگ امیراحمدی، رئیس شورای ایرانیان- آمریکائیان نیز در ماهنامه ایران فردا (به مدیریت عزت الله سحابی، از رهبران نیروهای ملی- مذهبی) ضمن شرح پروژه «جامعه مدنی» از عبدالکریم سروش به عنوان «سخنگوی اصلی» جریانی نام برد که «به طور منطقی با هرگونه تفسیر مطلق از دین مخالف است.»31 به نوشته امیراحمدی، سروش در مسند روشنفکری مدرن بر این باور است «خردگرایی باید جلوی ایدئولوژی را بگیرد و حکومت دینی تنها و تنها در جامعه مدنی میسر است.»32 سال ۱۳۷۳ مجید تهرانیان، از رابطان برجسته CIA که دهه ۱۳۵۰ به همراه منوچهر گنجی، سیدحسین نصر، شجاع الدین شفا، شائول بخاش، داریوش مهرجویی و… در کمیته ملی ایران (به ریاست همسر ریچارد نیکسون) حضور داشت،۳۳ با تأیید رویکرد امیراحمدی به «نتایج سیاسی پروژه سروش در ایران» پرداخت. تهرانیان صریحاً گفت: من فکر می کنم اگر طرز تفکر سروش گسترش بیابد، رفته رفته مساله ولایت فقیه مورد تجدیدنظرهای جدیدتری قرار خواهد گرفت و نتایج سیاسی مهمی در پی خواهد داشت.۳۴

 

سال ۱۳۷۴ انتشار مقاله «در جستجوی میانجی» در ماهنامه پر (چاپ آمریکا) به قلم رامین احمدی رازگشایی کلیدی ای به شمار می رفت.۳۵ دیگر تردیدی باقی نماند که پروژه «روشنفکری دینی» صرفاً یک تکاپوی سیاسی است، نه یک کوشش آکادمیک.

احمدی با شرح «نقش کلیدی حلقه های میانجی» در میان روشنفکران یهودی و تاثیر آنان بر پروژه صلح خاورمیانه، به تاثیرگذاری سیاستمداران میانجی برای تغییر ساختارهای کلان در جمهوری اسلامی می پردازد:

شاید کسی که در جستجوی «میانجی» به ساختار هیات حاکمه جمهوری اسلامی ایران و گروه بندی های سیاسی و اجتماعی آن طیف می نگرد، حداقل بر روی ۲ گروه تامل می کند: اول، «نهضت آزادی» و گروه بازرگان؛ دوم، «عبدالکریم سروش» و پیروانش در «مجله کیان».36
چند سال بعد یکی از ستون نویسان روزنامه عصر آزادگان، بر تحلیل رامین احمدی صحه گذاشت و سروش و کیان را یک «حلقه اتصال» دانست.  محمد قوچانی در مقاله «107 نفر» می نویسد:

«کیان» اما فراتر از یک نشریه تئوریک (که مانند دستگاه تئوری پرداز «روشنفکران دینی» عمل می کرد) «حلقه اتصال» جریان های متفاوت نسل جدیدی شد که در حال قوام و شکل گیری بود.۳۷

 

با آغاز هفته دوم تیرماه ۱۳۷۴ سروش به آلمان رفت تا به سخنرانی ای درباره «تقابل ارزش های غرب با ارزش های انقلاب اسلامی ایران» بپردازد و در نشستی سری با مقامات دولتی اروپا حضور یابد.۳۸ این سفر آبستن جنجالی بی سابقه بود. خبر سفر سروش در بامداد ۱۳ تیر ۱۳۷۴ از فرودگاه مهرآباد به مقصد فرودگاه فرانکفورت را هیچ نشریه ای منعکس نکرد و همه جوانب احتیاطی برای پنهان ماندن آن توسط یک «حلقه امنیتی » باتجربه رعایت می گشت،۳۹

اما مدیرمسئول روزنامه کیهان به محض دریافت گزارشی از یک منبع موثق درباره جلسه سری سروش با انجمن سیاست خارجی آلمان در شهر بن پیگیری های خبری خود را آغاز کرد.۴۰ دریافت یک خبر محرمانه فوری بر اهمیت سوژه افزود:

آقای هوبل، از اعضاء هیات مدیره این انجمن گفت که به درخواست آقای دکتر سروش خبرنگاران و افراد غیر در این جمع «حق شرکت» ندارند و تاکید خیلی زیادی کردند که موضوعات مطروحه در این گردهم آیی نیز «نباید به هیچ وجه» در مطبوعات انعکاس یابد.۴۱

 

Secret Army

 

حسین شریعتمداری یک قدم جلوتر حرکت می کرد و از محتوای سخنرانی سروش زودتر از انتشار متن تحریف شده اش در مجلات خارجی مانند ماهنامه کار (ارگان سازمان فدائیان خلق) خبر داشت؛ بنابراین وقتی خطر را حس کرد، به تعقیب این سوژه پرداخت و بعدها نیز ناگفته های تکان دهنده ای از آن را در یادداشتی فاش ساخت.۴۲

سروش در جلسه محرمانه خود با سیاستگذاران وزارت امور خارجه آلمان و اعضاء پیوسته انجمن سیاست خارجی آلمان گفت موضع کنونی طیفی از سیاستمداران کشور در برابر غرب در قیاس با اوایل انقلاب «تعدیل» و تا حدود قابل ملاحظه ای «منطقی» شده است. او اظهار داشت «سیاست غرب گریزی کور مقاطع اولیه انقلاب که در بین روشنفکران ایران به سنت بدل شد، اینک با روی آوری به فلسفه غرب، فلسفه مارتین هایدگر و هگل، به مرزکشی آگاهانه بین هویت اسلامی و غرب تبدیل گشته است.» سروش در این نشست سری مقولاتی از قبیل راسیونالیسم، لیبرالیسم، تقدم جان بر عقیده، سعادت دنیوی، شک گرایی و سکولاریزم را از ارکان «فرهنگ مدرن» برشمرد و یقین گرایی، تقدم عقیده بر جان و میل به سعادت اخروی را از ارکان «اندیشه دینی» معرفی کرد. در یک بخش مهم از این جلسه محرمانه، عبدالکریم سروش از تمایل سیاستمداران پرنفوذ و روشنفکران موثر به تز «تجدیدنظرطلبی سکولار» می گوید که آن را می توان نمونه ای بارز از آهنگ شتابان پروژه «فروپاشی از درون» در ایران دانست. پدر معنوی اصلاح طلبان در شهر بن به دولتمردان برجسته آلمانی مانند هلموت کهل مژده می دهد:

مساله «تجدیدنظر در نهاد حکومت» بین روشنفکران و حتی سیاستمداران پرنفوذ (کارگزاران سازندگی) به بحث و تبادل نظری جدی دامن زده که برای آینده حکومت اسلامی ایران بسیار مهم است. ایجاد دموکراسی در کشور تنها از طریق تمایزگذاری بین «ذات مذهبی شریعت» و «ذات سیاسی حکومت» ممکن است. «درآمیختگی شریعت و سیاست» برای اسلام و حکومت، هر دو زیانبخش است.۴۳

ادامه دارد...

نویسنده پیام فضلی نژاد
گردآوری: هکران قلب ها ومغزها

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ 09:10 ] [ ضد کابالا + محمود بلالی ]
.: Weblog Themes By Hearts & Minds Of Hackers :.

About

اين وب با رصد اعمال فراماسونري،بيلدربرگ وايلوميناتي به بررسي آنها و ريشه شان يعني"کابالا" ميپردازد. ضمنا منظور از کلمه "اف.بي.آي" درآدرس وبلاگ هم برگرفته ازحرف اول همين سه کلمه ميباشد. منظور از "شجره ملعونه" نيزهمان درخت کابالاست. این وب فراتر از کابالاست!!!
تماس با مدیریت(مستقیم)
تماس با ما
آمار بازدید از وب
بازدید امروز : 39
بازدید دیروز : 14
افراد آنلاین : 2
بازدید ماه : 83

PARAM NAME=