X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



هکران قلبها ومغزها

">

هکران قلب ها ومغزها
ارتش سري روشنفكران هکران قلبها و مغزها ارباب حلقه ها The Lord Of The Ring هانا آرنت ام آی 6 سیا سرویس جاسوسی جاسوس بازی ارتش سری راز آرماگدون روشنفکر دکتر شریعتی دکتر عبدالکریم سروش دکتر سروش سروش کرباسچی قبض و بسط شریعت اصلاحات اصلاح طلبان سید جمال الدین اسد آبادی شهید مرتضی مطهری پیام فضلی اصلاح طلبان ایرانی انتشارات روزنامه کیهان پیام فضلی نژاد عزت الله فولادوند امام خمینی جمهوری اسلامی ایران مقام معظم رهبری
WELCOME TO ANTIFBI
عضویت در وب
Link Dump
ویژه چند رسانه ای

فراماسون ها در درجات بالا، مخفیانه "بعل" را تحت نامی مخفی و غیرعادی می پرستند


از آنجا که موضوع روشنفکری و فراماسونری و ایلومیناتی امروز بهم گره خورده و مرتبط با موضوع وب هکران قلبها و مغزهاست لذا از این پس سری مقالات ارتش سری روشنفکران نیز در وب ما بازنشر خواهد شد.
Matrix
فصل اول با نام «از كاخ نياوران تا كاخ سفيد» به ماجراي يك عمليات سري در حوزه «جاسوسي آكادميك» با اسم رمز «پشه مالاريا» مي پردازد و نخستين رگه هاي «جنگ نرم» را در مذاكرات روساي سرويس هاي جاسوسي آمريكا، فرانسه و انگليس عليه ايران جست وجو مي كند. در اين فصل، اسناد حضور روشنفكران و فيلسوفان در سازمان CIA براي پيشبرد «جنگ هاي علم» (خصوصاً متفكراني مانند ريمون آرون، آيزايا برلين و... كه آثار آنان همچنان در حوزه علوم انساني و در دانشگاه هاي ايران تدريس مي شود) منتشر شده است

فصل دوم به يكي از «لايه هاي پنهان» در جنگ نرم كه تاكنون بازخواني نشده مي پردازد و خواننده با پروژه «ترجمه» براساس نقشه راه امنيتي غرب و نيز كارگزاران آن از «عزت الله فولادوند» تا «خشايار ديهيمي» آشنا مي شود.

«هانا آرنت و سكولاريسم مقدس» عنوان فصل سوم است. مخاطبان پس از خواندن روايتهاي اصلاح طلبان درباره تاثيرپذيري از آثار «هانا آرنت» مي بيند كه چگونه يك «كودتاي مخملي» در بستر «علم سكولار» پديد مي آيد و چگونه از رهگذر اين تفكر، «آمريكا» و «اسرائيل» به «الگوهاي سرآمد» در ذهن اصلاح طلبان ايراني تبديل مي شوند.

فصل چهارم با عنوان «كارگزاران انگليس در ايران» براي نخستين بار شكل گيري پديده اصلاحات در ايران را تحت تاثير «فلسفه انگليسي» از سال 1368 بازخواني مي كند و با ارجاع به مستندات متقن و اسناد سياسي به بازخواني عملكرد دولت هاي سازندگي و اصلاحات در تحولات سياسي كشور مي پردازد. اصلي ترين پيوندهاي سياسي- امنيتي اصلاح طلبان با سرويس هاي جاسوسي غرب خصوصا جاسوسان آكادميك انگلستان در فصل 4 براي مخاطبان ترسيم شده است.
"ما از شر رضاخان و محمدرضا خلاص شديم، لكن از شر تربيت يافتگان غرب و شرق به اين زودي ها نجات نخواهيم يافت. اينان برپادارندگان سلطه ابرقدرت ها هستتند و سرسپردگاني هستند كه با هيچ منطقي خلع سلاح نمي شوند؛ و هم اكنون با تمام ورشكستگي ها دست از توطئه عليه جمهوري اسلامي و شكستن اين سد عظيم الهي برنمي دارند."
امام خميني(ره)، 7 دي 1360
مرگ اصلاحات در ايران
روزهاي پاياني دهه 1370، هنگام تب وتاب برگزاري هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري سعيد حجاريان به ملاقات محرمانه اي با سيدمحمد خاتمي رفت. گرچه او همچنان از عوارض ترور نافرجامش در اسفند 1378 رنج مي برد، با اين حال به محض ديدن رييس جمهور با لحني گزنده و كلماتي بريده بريده گفت كه اصلاحات به سبب «فقدان نيروي اجتماعي» در حال فروپاشي است؛ چون شما از رهبري اصلاحات امتناع كرديد و اين چنين «جنبش، بي سر شد» و به زودي «اصلاحات» در ايران خواهد مرد.1
حجاريان از رئيس كابينه يك درخواست فوري داشت؛ اين كه خاتمي همزمان «نقش رهبر اپوزيسيون» را نيز بازي كند تا «جنبش نميرد» اما، او بي درنگ به حجاريان پاسخ داد كه «از سرنوشت بني صدر مي ترسد» و گفت: «من نمي خواهم مثل بني صدر شوم. چون بني صدر مي گفت در دنيا فقط من هستم كه هم رئيس جمهورم و هم رئيس اپوزيسيون.»2
پروژه اصلاحات يك «ايدئولوژي انگليسي» و «روياي آمريكايي» بود كه در كمتر از نيم دهه خاكستر شد و حجاريان خبر مرگ آن را به رئيس جمهور خاتمي داد، اما اسفند 1375 وقتي كه جيمز بيسكاتوري و ريوا ريچموند، معاون وزارت امور خارجه آمريكا و دستيار ارشدش مقدمه گزارش شوراي روابط خارجي را پيرامون رابطه «اسلام با علوم انساني سكولار» و «ارزيابي پروژه جامعه مدني در ايران» مي نوشتند،3 گويي خبري درباره پشتوانه نازل معرفتي و سرگشتگي هاي سياسي فعالان اين پروژه نداشتند.
آنان آنقدر مجذوب مبالغه هاي تحليلگران مثلث سرويس هاي جاسوسي CIA، MI6 و موساد از قدرت فزآينده گروهي موسوم به «روشنفكران ديني» با محوريت عبدالكريم سروش و سيدمحمد خاتمي بودند كه با اشتياقي وصف ناپذير نتيجه گرفتند:
«ظهور «طبقه روشنفكر» در ايران كه آموزش هاي مدرن را ديده اند و با «علوم غربي» و «سنت هاي اسلامي» تا حدودي آشنا هستند، بخشي از يك حركت فراگيرتر جهت متلاشي كردن اقتدار ديني جمهوري اسلامي است... اين بحث كه «ايدئولوژي ديني» مانع تبعيت از «علم» است و قدرت سياسي را هم فاسد مي كند، در واقع شاخصه هاي ساختار حاكم در انقلاب ايران را زيرسوال مي برد... همچنين اين جريان مشروعيت هر نوع حكومت ديني را زير سؤال مي برد.»4


درآمد
كيان و نگاه نو : ارباب حلقه ها؟
پروژه روشنفكران ديني در ايران كه دولت آمريكا را به وجد مي آورد، با انتشار سلسله مقالات «قبض و بسط تئوريك شريعت» در ماهنامه كيهان فرهنگي صورتبندي شد. انتشار اين سلسله مقالات از ارديبهشت 1367 آغاز گشت؛ از قضا همزمان با «فروپاشي اروپاي شرقي»(1989.م).5 عبدالكريم سروش ادعا داشت كه مي خواهد تا فهم نويني را از اسلام عرضه كند و اين امر را در گرو «اصلاح دين» و تعقيب پروژه «پروتستانتيسم اسلامي» مي دانست. او در «قبض و بسط» معتقد بود در جهان امروز، همه علوم وابسته به يكديگرند و ما با يك «جغرافياي معرفت» روبه رو هستيم.
 هر تكاني در اين جغرافيا، همه علوم را تكان خواهد داد و علوم ديني مانند فقه از اين تحولات مصون نيستند.6 به روايت سروش، «جغرافياي معرفت» در جهان معاصر حاوي «معرفت شناسي نويني» است كه غرب با تكيه بر «عقلانيت مدرن» آن را عرضه كرده است و دين را بايد برپايه آموزه هاي معرفت شناختي «عصر مدرنيته» فهميد؛7 معرفت شناسي اي كه برآمده از آراء فيلسوف يهودي سرشناس سركارل پوپر است و «فهم علمي غرب» را معيار اثبات و ابطال «مسائل» مي داند. يعني، آنچه كه با عقلانيت مدرن غرب سازگار است، «علمي» است و آنچه كه با فلسفه مدرنيته نمي خواند، «غيرعلمي» است.8
بر مبناي آموزه هاي معرفتي مدرنيته (مانند «هرمنوتيك» و «تاويل» و «تفسير» متون ديني) سروش مدعي بود كه كسي نمي تواند به عنوان متكلم يا فقيه، ادعاي «فهم حقيقت شريعت» را بكند.9 چون شريعت همان «كلام وحي» است و تجربه غرب مدرن در مواجهه با «الهيات مسيحي» نشان داده كه دانستن «معناي وحي» براي انسان ممكن نيست. از اين رو، كلام وحي (قرآن كريم) را بايد «شريعت صامت» دانست كه ثابت و تغييرناپذير و غيرقابل فهم است،10 اما هر يك از آدميان مي توانند «برداشت شخصي» خود را از اين «شريعت صامت» ارائه كنند.11 بنابراين، «معرفت ديني» همان برداشت و تلقي ما از دين است كه «معرفتي عصري» است كه با پيشرفت علم و تحول در معارف متحول مي شود.12 اين چنين نظريه «عصري شدن دين» يا «سكولاريسم ديني» در ايران بازتوليد گشت. سروش مي گفت عصري شدن دين به معناي هماهنگ شدن فهم ديني با ديگر فهم ها، معرفت ها و مباني قرن حاضر است.13 دين بايد خودش را با جغرافياي معرفتي جهان مدرن سازگار كند و اكنون جهان ايدئولوژي مدرنيته را در همه شئون پذيرفته است، بنابراين سازگاري اسلام و مدرنيته پروژه اي است كه بايد دنبال شود.
پروژه روشنفكري ديني گام به گام نيمه پنهان خود را آشكار مي كرد. سال 1369، وقتي كه ديگر انتشار مقالات چهارگانه قبض و بسط از سروش در ماهنامه كيهان فرهنگي به پايان رسيد،16 زيرساخت هاي پروژه «جامعه مدني» نيز در مركز مطالعات دموكراسي در دانشگاه وست مينستر لندن توسط پروفسور جان كين، نظريه پرداز MI6 بازتوليد گشت و با آغاز دهه 1370 به پروژه اصلي روشنفكران سكولار ايران بدل شد.17
فصلنامه ايران نامه ارگان مطبوعاتي بنياد مطالعات ايران به رياست عاليه اشرف پهلوي در واشنگتن. دي.سي اجزاء بنيادين «پروژه جامعه مدني ايران» را ابتدا از اين مركز انگليسي اقتباس كرد و تحقق آن را شرط لازم فروپاشي ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي دانست.18 پژوهشگران اين بنياد مانند علي بنوعزيزي اعتقاد داشتند كه ساختارهاي «جامعه مدني» به گسترش سكولاريسم در ايران كمك مي كند19 و فصلنامه كنكاش نيز به سرعت خط يك مبارزه ايدئولوژيك در داخل كشور را ترسيم ساخت.20 آنان در جست وجوي خلق «دو نيروي موازي روشنفكري» به عنوان اهرم هاي پروژه كودتاي ايدئولوژيك بودند، چنان كه كنكاش درباره كاركرد واحد اين دو نيرو مي نويسد:
شش ماه پس از نشر اين نظريه، از قضا ماهنامه هاي نگاه نو و كيان در يك فصل روي كيوسك هاي مطبوعاتي قرار گرفتند: پائيز 1370 و هر دو به سرعت تبديل به پايگاه گسترش «علوم انساني سكولار» شدند. هر دو مجله از «يك مشرب سياسي» و آن هم مشرب فيلسوفان يهودي پيروي مي كردند. ماهنامه نگاه نو به مثابه تريبون «روشنفكران سكولار» س رآيزايا برلين (فيلسوف انگليسي) را به عنوان پدر فكري خود برگزيد و به تبليغ مداوم او پرداخت.22 ماهنامه كيان نيز به عنوان ارگان «روشنفكران ديني» انديشه س ركارل پوپر را سرلوحه تكاپوهايش قرار داد و براي نهادينه سازي آن مي كوشيد، اما تنها يك «مشرب سياسي» اين دو مجله را به هم گره نمي زد، بلكه پشتيباني مالي هر دو نشريه را نيز «يك تيم اقتصادي» با استفاده از بودجه «دولت سازندگي» و محوريت غلامحسين كرباسچي (شهردار وقت تهران) و محمد تقي بانكي تقبل كرد. بانكي، صاحب امتياز نگاه نو، دانش آموخته مديريت در دانشگاه هوستون آمريكا و ازرفقاي نزديك بهزاد نبوي و محمدمحسن سازگارا بود.
 او در دولت ميرحسين موسوي رئيس سازمان برنامه و بودجه و سپس وزير نيرو شد، آبان 1365 موسسه صراط را به همراه محمد مجتهد شبستري و عبدالكريم سروش تاسيس كرد و در دولت اكبر هاشمي رفسنجاني نيز به مديرعاملي شركت ملي فولاد ايران رسيد؛23 كسي كه در يك زمان هم با «سكولارهاي دوآتشه» مانند خشايار ديهيمي مي نشست، هم عضو ارشد حلقه «روشنفكران ديني» بود، هم مانند كرباسچي «دولتمرد تكنوكرات» دولت هاي هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ 07:48 ] [ ضد کابالا + محمود بلالی ]
.: Weblog Themes By Hearts & Minds Of Hackers :.

About

اين وب با رصد اعمال فراماسونري،بيلدربرگ وايلوميناتي به بررسي آنها و ريشه شان يعني"کابالا" ميپردازد. ضمنا منظور از کلمه "اف.بي.آي" درآدرس وبلاگ هم برگرفته ازحرف اول همين سه کلمه ميباشد. منظور از "شجره ملعونه" نيزهمان درخت کابالاست. این وب فراتر از کابالاست!!!
تماس با مدیریت(مستقیم)
تماس با ما
آمار بازدید از وب
بازدید امروز : 16
بازدید دیروز : 11
افراد آنلاین : 1
بازدید ماه : 430

PARAM NAME=