">

هکران قلب ها ومغزها
کنترل ذهن نظم نوین جهانی Mind Control Monarch کبالا کابالا فراماسونری موتزارت موزارت آمادئوس بردگی ذهن هکران قلبها و مغزها شدفهبذه واحد ترجمه آخرالزمان MK ULTRA
WELCOME TO ANTIFBI
عضویت در وب
Link Dump
ویژه چند رسانه ای

فراماسون ها در درجات بالا، مخفیانه "بعل" را تحت نامی مخفی و غیرعادی می پرستند


مقاله ای دیگر از واحد ترجمه وب"هکران قلب ها و مغزها"

برده داری کنترل ذهن و نظم نوین جهانی

فرمانده John McCarthy، از اعضای نیروی ویژه ارتش ایالات متحده، کسی که درطول جنگ ویتنام تیمهای ترور CIA در شهر Saigon ویتنام را اداره میکرد، به دوستش Mike Ruppert (خبرچین دپارتمان پلیس لس آنجلس LAPD) گفت:

" MKULTRA نام پروژه ای در CIA است که مخفف Manufacturing Killers (کارخانه ساخت آدمکش) با استفاده از مهارتهای مهلک مورد نیاز ترور میباشد".

بنابراین فکر دائم مسولین CIA با تولید قاتلین برنامه ریزی شده از طریق MKULTRA، شامل بیش از 149 ریز پروژه در زمینه زیست شناسی، داروشناسی، روانشناسی جهت فیزیک لیزر و ادراک خارج از احساس عادی میشد.

مختصری از تاریخچه کنترل ذهن

از زمانهای بسیار دور تا کنون، میل قوی ای در افراد شرور وجود داشته که بتوانند جسم و روح دیگر مردم را کنترل و جهت دهی کنند. تاریخ نشان میدهد که ذهن های شیطانی و شرور، عزت نفس خود را در کنترل دیگران پیدا میکردند. هکران قلبها و مغزها، حکومتهای مستبد، سیاستمداران، افراد نظامی و .... همواره به سختی تلاش میکردند که توده های مردم را مطابق میل و اهدافشان اداره و رهبری کنند و معمولا برای رسیدن به این هدف از هیچ اقدامی فروگذار نمیکردند.

در تاریخ یکم سپتامبر 1998، رادیو CKLN، مصاحبه ای با موضوع "تاریخچه مرموز کنترل ذهن" با والتر بوالت نویسنده کتاب "عملیات کنترل ذهن" که یکی از اولین و اصلی ترین کتابهای در زمینه کنترل ذهن میباشد، انجام داد که مختصری از آن در ادامه آورده شده است.

والتر میگوید:

"میتوان گفت مبحث سلامت روان از سال 1745 به شکل علم درآمد. این علم تحت حمایت و سرپرستی بیمارستان Bethlehem (بیت لحم) در لندن!!! ابراز وجود کرد و بدین شکل از بیمارستان تبدیل به تیمارستان (Bedlam) شد.

یکی از بیماران این بیمارستان، William Norris بود که 12 سال آنجا بستری بود، در شرایطی که با زنجیرهای بلند پاهایش به تخت و با یک میله آهنی که به همان زنجیر متصل بود، سرش به تخت بسته شده بود. او در سال 1815 مرد. یکی دیگر از بیماران این بیمارستان، James Tilley Matthews بود که 35 سال آنجا محبوس بود و وقتی که مرد از آنجا خارج شد. او در اواخر سده 1700 به عنوان یک جاسوس برای اداره نیروی دریایی بریتانیا، به فرانسه سفر کرد. او درعالی ترین محافل فرانسه شرکت میکرد. وقتی او به دست فرانز آنتوان مسمر (Franz Anton Mesmer، ملقب به پدر هیپنوتیزم) افتاد، حس کرد کارها به درستی پیش نمیرود. مسمر برای اجرای یک بازی خانگی، با در دست داشتن اشراف زادگان، آنها را در وان حمام میگذاشت و درحالی که در وان حمام ایستاده بودند از سر آنها جریان برق عبور میداد. البته اهداف او برای ما نا معلوم است.

مستندات حاکی از این است که انگلیس اولین اجراکننده ی پروژه های موسوم به کنترل ذهن می باشد اما بنجامین فرانکلین، یکی از موسسین ایالات متحده، نیز ممکن است تنها یکی از موفق ترین انجام دهندگان کنترل ذهن باشد. او زمانی سفیر ایالات متحده در فرانسه بود، او کاشف جریان مستقیم برق (DC) بود. این جریان به آسانی میتواند باعث القای فراموشی شود. دولت فرانسه از فرانکلین خواست که درباره فعالیتهای مسمر و ادعاهایش درمورد "درمان معجزه آسا با الکتریسیته" تحقیق کند. آنها به خوبی این تحقیق را انجام دادند، اما این شگفت آور نبود، زیرا فرانکلین و مسمر، دو برادر عضو یک انجمن سری ماسونی بودند. فرانکلین، موافق با نظر مسمر، یک گزارش طولانی به دولت فرانسه ارائه داد. ماسون دیگری که به وفور آنها را در پاریس ملاقات میکرد، Adam Weishaupt یکی از موسسین ایلومیناتی بود. این رویدادهای همزمان، سوالات زیادی در ذهن ما ایجاد میکند که این افراد، واقعا درحال انجام چه کاری بودند؟

چه باور کنید و چه باور نکنید، مسمر پدرخوانده آمادئوس موزارت است. درحقیقت او موزارت را بزرگ کرد و پرورش داد. البته که موزارت یک نابغه موسیقی بود. زندگی نامه موزارت به وضوح افرادی را نشان میدهد که با او چنان رفتار میکردند که انگار او از اختلال تجزیه هویت رنج میبرد. شما میتوانید استنتاج کنید که شاید مسمر برای پیشرفت توانائیهای موسیقیایی موزارت، بخشهای دیگر شخصیتی او را از او گرفته.

مجددا به James Tilley Matthews برگردیم. بعد از گذشت چند سال از اینکه او تحت تاثیر فرانکلین و مسمر بود، به محض اینکه توانست به انگلستان برگردد، به اداره نيروى دريايى گزارش کرد که فرانسه وسیله ویرانگر جنگی ایجاد کرده است، یک "airloom" که میتواند باعث ایجاد خیالبافی و توهم در ذهن انسان شود.

Illustrations of Madness نام کتابی است که توسط John Haslam، داروشناس و داروساز بیمارستان Bethlem نوشته شده. در اولین دهه قرن 19، Haslam این کتاب را فقط مختص مورد Matthews نوشت. این کتاب در سال 1810 منتشر شد. این اولین کتاب بررسی موردی یک بیمار در تاریخچه روانپزشکی بریتانیا است. Roy Porter در سال 1988 مجددا کتاب Illustrations of Madness را صحافی و چاپ کرد.

بواسطه این کتاب، سرنوشت Matthews در بریتانیا و ایالات متحده روی زبانها افتاد و همه جا از آن بحث میشد.

طبق گفته های Porter اهمیت این مورد به حدود 200 سال پیش برمیگردد، که او داشت تجربه هایی را توضیح میداد که امروزه قربانیان کنترل ذهن توصیف میکنند، حتی از عبارات یکسان استفاده میکنند. درحال حاضر بیماری Matthews ممکن است با عنوان "اختلال توهم" تشخیص داده شود و من فکر میکنم اختلال توهم به معنی بد تشخیص دادن همه چیزها است. وقتی کتاب کنترل ذهن را در سال 1978نوشتم، فقط 25 مورد اختلال چندگانگی شخصیت تشخیص داده شده بود، اما حالا این تعداد بسیار بیشتر شده است.

شاید Matthews اولین قربانی مدرن کنترل ذهن باشد. ماجرای او در بیش از 200 سال پیش در کشور انگلیس اتفاق افتاده. او اولین مورد ثبت شده در نوشتجات روانشناسی است که ما میشناسیم".

 

کنترل ذهن پس از جنگ جهانی دوم

برده داری با تکنولوژی پیشرفته همچنان روی زمین وجود دارد. از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، از وقتی که دولت ایالات متحده با اجرای پروژه Paperclip حدود 2000 نازی عالی رتبه را به این کشور منتقل کرد و اسکان آنان را متضمن شد، پیشرفت تکنولوژی برنامه ریزی کنترل ذهن به سرعت پیشرفت کرد، هرچند که پیش از آن نیز توسط انگلیس وجود داشت و در واقع انگلیس، این روباه پیر و مکار با بهره بردن از برخی متون کهن متعلق به مصر باستان و... و نیز کتب جادوگری مبدع پروژه های کنترل ذهن بصورت مدرن آن شد.

 

Fritz Springmeier و Cisco Wheeler در کتابشان به نام The Illuminati Formula used to create an Undetectable Total Mind Controlled Slave مینویسند:

"آلمانها تحت حکومت نازی تحقیقات علمی جدی ای درباره آسیبهای روحی روانی تحت کنترل ذهن آغاز کردند".

"تحت حفاظت موسسه پزشکی Kaiser Wilhelm در برلین، Josef Mengele تحقیقاتش در مورد کنترل ذهن را روی هزاران دوقلو و دیگر قربانیان بیچاره انجام داد".

Mengele که به "فرشته مرگ" مشهور است، یکی از تقریبا 900 دانشمند نظامی و محقق پزشکی بود که مخفیانه به ایالات متحده منتقل شده بود، جایی که او تحقیقش را ادامه داد و به دیگران نیز کار کثیف کنترل ذهن را آموزش می داد.

مدتی بعد این کار در کنترل رفتار تحت عنوان پروژه های Bluebird و Artichoke به ثبت رسید که در 1953 به MKULTRA تغییر نام داد. CIA ادعا میکند که این برنامه ها تمام شدند، اما گواهی معتبری وجود ندارد که نشان دهد "جستجو برای کاندیدای منچوری" (عنوان کتابی صریح نوشته John Marks) تاکنون متوقف شده باشد.

در واقع فرمانده John McCarthy، از اعضای نیروی ویژه ارتش ایالات متحده، کسی که درطول جنگ ویتنام تیمهای ترور CIA در شهر Saigon ویتنام را اداره میکرد، به دوستش Mike Ruppert (خبرچین دپارتمان پلیس لس آنجلس LAPD) گفت:

" MKULTRA نام پروژه ای در CIA است که مخفف Manufacturing Killers (کارخانه ساخت آدمکش) با استفاده از مهارتهای مهلک مورد نیاز ترور میباشد".

بنابراین فکر دائم مسولین CIA با تولید قاتلین برنامه ریزی شده از طریق MKULTRA، شامل بیش از 149 ریز پروژه در زمینه زیست شناسی، داروشناسی، روانشناسی جهت فیزیک لیزر و ادراک خارج از احساس عادی میشد.

 

کاربرد اختلال تجزیه هویت در کنترل ذهن

شواهد جدید، حاکی از پیوستگی استفاده از تکنیکهای آسیب روحی مبتنی بر برنامه ریزی به منظور انجام هدفی مشترک میباشد. این هدف شامل القاء عمدی اختلال چندگانگی شخصیت (MPD) در اهداف انسانی میباشد که غیر اختیاری و به عنوان موش آزمایشگاهی انتخاب شده اند.

MPD، در نام گذاری مجدد، به عنوان اختلال تجزیه هویت (DID) دسته بندی شد. کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری (the Diagnostic and Statistical Manual) کتابی است که در رابطه با سلامت روان تهیه شده و در بیشتر نقاط دنیا از آن استفاده میشود. در صفحه 487 ویرایش چهارم این کتاب، DID به شکل زیر توصیف میشود:

       1. وجود دو یا چند حالت شخصیتی قابل تشخیص

       2. حداقل دو تا از این حالتهای شخصیتی کنترل رفتار فرد را تحت کنترل داشته باشد.

       3. ناتوانی در یادآوری اطلاعات مهم شخصی که خیلی گسترده تر از آن است که با فراموشی معمولی توصیف شوند.

       4. این اختلال به علت آثار مستقیم فیزیولوژیکی ناشی از مواد یا شرایط عمومی درمان نیست.

بهرحال بدون توجه به اسمی که برای این آسیب روحی انتخاب شده، پشت این عمل، نیتی کثیف وجود دارد که این آسیب روحی ناشی از برنامه ریزی کنترل ذهن را تبدیل به یکی از بزرگترین جنایات ضد بشری مدعیان نظم نوین جهانی کرده است.

 

اطلاعات جدید از پروژه مونارش

آنچه که به پروژه مونارش شناخته میشود، توسط بسیاری از بازماندگان آن مانند Cathy O'Brien نویسنده Trance Formation of America، Brice Taylor نویسنده Starshine، و Kathleen Sullivan نویسنده MK مسلم و اثبات شده است. هیچ سندی یافت نشده که برنامه MKULTRA مربوط به CIA را به پروژه مونارش هدایت نکند کلمه ای راهنما برای کنترل ذهن که ارتش ایالات متحده، CIA، NASA و دیگر آژانسهای دولتی را شامل میشود.

کتاب پیشگامانه The Franklin Cover-up نوشته وکیل وحقوقدانی به نام John W. DeCamp، کتابی است درباره سطح بالای آزار جنسی کودکان، که همچنین جزئیات کثیفی از پروژه مونارش را توصیف میکند.

او مینویسد: "مواد مخدر عمیقترین سطح شرارت تحت حمایت مالی دولت ایالات متحده نیست". "من فکر میکنم پست ترین رتبه جهنم برای کسانی که پروژه مونارش را در ذهن پرورانده و انجام دادند، رزرو شده است. مونارش به جوانانی در آمریکا اشاره دارد که قربانی آزمایشهای کنترل ذهن شده اند که این آزمایشها توسط آژانسهای دولتی ایالات متحده مثل CIA و آژانسهای اطلاعاتی نظامی اداره میشدند".

به طور خلاصه، خبرنگار محقق Anton Chaitkin هدف این اقدامات را اینچنین بیان میکند:

"تولید گروه بیشماری از کودکان که در آنان روح و روان به شدت آسیب دیده، به منظور جاسوسی، فاحشگی، کشتن و خودکشی". این گزارش در کتاب DeCamp نیز نقل شده است.

قربانیان مونارش، با سپری شدن دوران نقاهتشان، از آسیب روحی مداومی صحبت میکنند که از طریق "مناسک شیطانی آزار و سوءاستفاده" صورت میگیرد، این نام به دلیل به تصویر کشیدن ساختار اعتقادی شناخته شده مربوط به شیطان پرستی یا لوسیفر پرستی انتخاب شده است. دست اندرکاران جانی پروژه ی مونارش با استفاده از داروها و مواد مخدر، هیپنوتیزم، شکنجه و شوک الکتریکی، نسل جدیدی از قربانیان را تولید میکنند.

اینها یک داستان علمی تخیلی نیست، بلکه یک حقیقت تلخ علمی است. اختلال چندگانگی شخصیت شامل ایجاد "دگرگون شده" های شخصیتی است: شخصیتهای متناوب یا تکه های شخصیتی که میتوانند برای وظایف خاصی استفاده شوند (معمولا برای فعالیتهای غیرقانونی مثل قاچاق و حمل مواد مخدر یا دیگرهای فعالیتهای اینچنین، به کارگیری آنها به عنوان پیام رسان و تروریست و ...).

این شخصیتهای متناوب، با استفاده مکرر از اسلحه های شک آور و به طور موقت فلج کننده، داروها و هیپنوتیزم، درون ذهن قربانی از هم جدا شده و به چند قسمت تقسیم میشوند، که تجربیاتشان را از حافظه جدا کنند.

یک دگرگون شده، میتواند در دسترس کسی باشد که کد یا محرکهای مخفی او را میشناسد. این محرکها، که یک حالت دگرگونی یا خلسه به قربانی برنامه ریزی شده القا میکنند، میتواند هرچیزی باشد، مثل صدای تلفن، سرودهای کودکانه، گفتگوهایی از فیلمهایی خاص یا حرکات و یا نشان دادن علائمی با دست و ... .

بر طبق کتاب 468 صفحه ای Springmeier و Wheeler که یک کتاب مرجع در این زمینه است:

"....اساس موفقیت در برنامه ریزی کنترل ذهن مونارش این است که شخصیتهای متفاوت یا بخشهایی از یک شخصیت، بتوانند کسی را ایجاد کنند که این شخصیتهای متفاوت را نشناسد، بلکه در زمانهای مختلف بتواند شخصیت درست را انتخاب کند.

دیوارهای فراموشی که توسط آسیبهای روحی ساخته شده اند، سپری محافظ برای پنهان کاری در قربانیان شکل میدهند که از پی بردن به اینکه چه کسانی آنها را مورد آزار قرار داده جلوگیری میکند".

بهرحال برنامه ریزی کنترل ذهن، طبق نقشه پیش نرفته است. در حقیقت، هکران قلبها و مغزها و انجام دهندگان این جنایت، در خودخواهی و غرور خود، هرگز در رویا هم نمیدیدند که روشهایشان شکست بخورد. با توجه به بازیابی خاطرات واقعی بازماندگان از رویدادهای اذیت و آزار، به ضميمه تصاویر، صداها و بوها، این قربانیان به وحشیگریهای پنهانی آنچه که اصطلاحا به بخشی از پروژه نظم نوین جهانی توسط ماسونها موسوم است، گواهی می دهند.

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ 03:14 ] [ ضد کابالا + محمود بلالی ]
.: Weblog Themes By Hearts & Minds Of Hackers :.

About

اين وب با رصد اعمال فراماسونري،بيلدربرگ وايلوميناتي به بررسي آنها و ريشه شان يعني"کابالا" ميپردازد. ضمنا منظور از کلمه "اف.بي.آي" درآدرس وبلاگ هم برگرفته ازحرف اول همين سه کلمه ميباشد. منظور از "شجره ملعونه" نيزهمان درخت کابالاست. این وب فراتر از کابالاست!!!
تماس با مدیریت(مستقیم)
تماس با ما
آمار بازدید از وب
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 3
افراد آنلاین : 1
بازدید ماه : 0

PARAM NAME=