|
هکران قلب ها ومغزها UFO راز فیلم کالبد شکافی بیگانه UFO راز یوفو یوفو و کابالا آدم فضایی ALIANS بیگانگان فضا فراماسونری و فضایی ها 10دروغ بزرگ یوفولوژیست ها یوفو یوفوپرست آلیستر پیام نور یوفو سفینه سفینه فضایی استارک ایران و بیگانگان فضا
| ||
|
فراماسون ها در درجات بالا، مخفیانه "بعل" را تحت نامی مخفی و غیرعادی می پرستند ![]() با این قسمت، به
پایان سری مقالات "۱۰ دروغ بزرگ یوفولوژیست ها" رسیدیم . در بخش آخر نیز
دو تصویر را مورد بررسی قرار خواهیم داد که در پایگاه های طرفدار فرضیه
موجودات فضایی از آنها بهره گیری میشود تا اثباتی بر ادعاهایشان باشد.
یکی از تصویر ها مربوط میشود به تصویری که یوفولوژیست ها آن را گوی پرنده وبرخی نیز بالن یاد میکنند و با تحلیل های عجیب و غریب و سوال های مبهم ضمیمه آن سعی میکنند شی مذکور را یک بشقاب پرنده در دوران باستان معرفی کنند چرا که تا قرن 17 میلادی بالن ساخته نشده بود واین نقاشی مربوط به حدود 5 قرن پیشتر از آن است. نقاشی دیگر نیز تابلوی "مریم و کودک" است که در ویترین سالن اجلاس در ساختمان شهرداری فلورانس ایتالیا قرار دارد . این که نقاشی را چه کسی کشیده است حرف های مختلفی بیان میشود ودر این میان به چند نقاش اشاره میشود ولی این که دقیقا این نقاشی را چه کسی کشیده است معلوم نیست . این نقاشی نیز جایگاه خاصی در میان یوفو لوژیست ها دارد . تصویر شماره 9: در نقاشی زیر بسیاری از یوفولوژیست ها آن را گوی پرنده وبرخی نیز بالن یاد میکنند و با تحلیل های عجیب و غریب و سوال ها مبهم ضمیمه آن سعی میکنند شی مذکور را یک بشقاب پرنده در دوران باستان معرفی کنند چرا که تا قرن 17 میلادی بالن ساخته نشده بود واین نقاشی مربوط به حدود 5 قرن پیشتر از آن است. توجه شما را به تصویر گوی زیر جلب میکنم . این گوی قدرت است . این گوی که نشان قدرت امپراطوران مسیحی و نماد مشروعیت دینی آن ها بود ، بار ها به عنوان نمادی از قدرت زود گذر در نقاشی ها به کار رفته است. در تابلو بالا نیز این گوی در آسمان به تصویر کشیده شده که در حال عروج به بالا می باشد ولی به عکس قاعده پرسپکتیو بسیار برجسته تر نمایش داده شده است. با توجه به وجه تسمیه می توان این گونه برداشت کرد که در عین اینکه افرادی از بزرگان و سران ، نگران در حال نظاره امپراطور در حال احتزار هستند، عده ای نزد جادو گر و پیش گو رفته اند تا در مورد آینده و احتمالا جانشین بعدی گمانه زنی کنند. همین طور دو نفر در گوشه سمت راست مشاهده می کنیم که همدیگر را در آغوش گرفته و به همدیگر تبریک می گویند. چرخی که پیش گو در حال گرداندن آن است در واقع نمادی از گردش قدرت و تحول صاحبان قدرت است.یا به قولی همان چرخ زمان است که در هر دوره به کام فردی است. پس اینجا اشاره ای به یوفو ، بشقاب پرنده یا گوی پرنده نشده است وتحلیل اینچنینی تنها زاییده توهمات دانشمند نماهای خیال پرداز است. توجه شما را به حضور این گوی قدرت در برخی نقاشی های دیگر نیز جلب میکنم.
درمورد بسیاری از نقاشی های دیگر نیز چنین تحلیل های غیر واقعی مشاهده میکنیم که فقط برای القاء تفکر یوفولوژیستی برخی افراد به عنوان اطلاعات در رسانه ها منتشر میشوند. بازهم به تشابه بسیار نقاشی ها توجه کنید.
آیا اکنون باور دارید که این نمونه تحلیل های دروغین از چنین تصاویری تنها برای فریب شماست . افراد چون دانیکن و سایتهایی که خودرا مدعی در این زمینه میدانند آیا حقیقت را به شما میگویند؟! آیا آنها به دنبال حقیقت اند یا در پس پرده ی مخفی کردن برخی حقایق در جستجوی چیز دیگری هستند؟!
تابلوی "مریم و کودک" در ویترین سالن اجلاس در ساختمان شهرداری فلورانس ایتالیا قرار دارد . این که نقاشی را چه کسی کشیده است حرف های مختلفی بیان میشود ودر این میان به چند نقاش اشاره میشود ولی این که دقیقا این نقاشی را چه کسی کشیده است معلوم نیست . این نقاشی نیز یکی از معروف ترین نقاشی هایی است که در میان یوفولوژیست ها سروصدا ایجاد کرده است . در سمت راست سر حضرت مریم ، یک شی ناشناس در حال پرواز دیده میشود . در بخشی از نقاشی شخصی دیده میشود که دستش را جلوی سرش نگه داشته ودرحال نگاه کردن به آسمان است ، یک سگ نیز همراه این شخص است که به شی ناشناس نگاه میکند . در مقاله ای از دانیل بدینی در نشریه "Notiziario UFO " به تاریخ 7جولای 1996 آمده است : "ما به وضوح حضور یک جسم هوایی سربی رنگ را میبینیم که به طور واضح به عنوان یک وسیله در حال پرواز بادامی شکل قابل رویت است ."
اما این تنها ویژگی عجیب نقاشی نیست . دربالا سمت چپ ، ستاره تولد حضرت عیسی را همراه با 3 ستاره کوچک دیگر میبینیم . چین جزئیاتی را میتوانیم در اثر "Madonna of the Book " از ساندرو بوتیچلی نیز دید .
این سه سه ستاره نشان از یک نوع پیکر نگاری باستانی دارد . ماجرا از این قرار است که سخنرانی های فردی به نام جیرولامو ساوانارولا ، بسیار بر آثار هنری آن دوران اثر گذاشت . چندین هنرمند از جمله ساندرو بوتیچلی کارهای پیشین خود به عنوان یک کافر را رد کردند و با اشتیاق شروع به نمایش موضوعات عرفانی اما در همان سبک قدیمی کردند. نماد شناسی مذهبی که در این نقاشی دیده میشود نیز در همین راستا است . مثلا سه ستاره اغلب در نقاشی های قرن پیش دیده میشد به ویژه در شکل و شمایل بیزانسی حضرت مریم. این سه ستاره اغلب روی شانه ها و پیشانی مریم مقدس نقش میشد . گاهی اوقات نیز با سه پرتو جایگزین میشدند . آنها همیشه "سه بار باکرگی" حضرت مریم را نشان میدهند ، یعنی قبل ، به هنگام و بعد از تولد حضرت عیسی . در مفهومی خاص این نمادی به عنوان ایمان به مریم مقدس است . حال به شی ای برمیگردیم که به عنوان یوفو تفسیر شده است . لطفا متن زیر را بخوانید . این متن از باب 2 – شماره 8 تا 12 انجیل لوقا گرفته شده است .
"در دشتهای اطراف آن شهر، چوپانانی بودند که شبانگاه از گله های خود مراقبت میکردند. آن شب ناگهان فرشته ای در میان ایشان ظاهر شد و نور جلال خداوند در اطرافشان تابید و ترس همه را فرو گرفت. اما فرشته به ایشان اطمینان خاطر داد و گفت: نترسید! من حامل مژده ای برای شما هستم، مژده ای برای همه مردم! و آن اینست که همین امروز مسیح، نجات دهنده شما، در شهر داود چشم به جهان گشود! علامت درستی سخن من اینست که نوزادی را خواهید دید که در قنداق پیچیده و در آخور خوابانیده اند!" "بازهم قابل ذکر است که ما اینجا قصد تفسیر موضوعاتی که در اناجیل آمده است را نداریم و حتی به وجود تحریفاتی بسیار در این کتاب ها معتقدیم . فقط میخواهیم نشان دهیم که این اشیاء که از آنها به عنوان چیزی ناشناخته وحتی بشقاب پرنده یاد میشود ، تنها برای فریب مردم است و همگی تفاسیری خاص واشارتی را دارا هستند که نیازی به تخیل گرایی نیست ." این بخش از انجیل لوقا اشاره به متنی دارد که در خطاب به چوپانان آمده است . اطلاعیه به چوپانان را میتوانید به عنوان نمونه در اثر "تولد مسیح" که وینچنزو فوپا آن را کشیده مشاهده کنید . در تصاویر زیر نیز نمونه هایی دیگر از این نقاشی ها را میبینید . عکسهای بالا فقط چند نمونه از این قبیل هستند . در هرکدام از آنها میتوان به وضوح فرشته را تشخیص داد . در همه ی آنها نیز چوپانی دیده میشود که دستش را روی پیشانی خود گرفته و چشمشانش را در مقابل درخشش نور محافظت میکند . اغلب یک سگ نیز در کنار وی وجود دارد . در بسیاری از موارد فرشته از ابری که با نور پوشیده شده است دیده میشود و در ایری که در پوشش اشعه های طلایی رنگ است بیرون می آید . در یک تذهیب کاری اثر جیان بوردیچون که در یک کتاب آمده است ، یک فرشته در میان نوری که آسمان را پاره میکند دیده میشود در حالی که در یک نقاشی دیگر با همین مضمون اثر رافائلو دل گاربو فقط یک شکاف درخشان در ابر های بزرگ وجود دارد .
در نقاشی زیر نیز صحنه یکسانی از چوپانی را نشان میدهد که دستش روی پیشانیش است و یک سگ در کنار او است، و به فرشته با لباس قرمز نگاه میکند. در مرکز نقاشی، بالای سر حضرت مریم، یک ابر تابان وجود دارد. در زیر اثری از دومینیکو گیرلاندایو دیده میشود . یک ستاره درخشان درون ابر ها دیده میشود و 2 چوپان نیز در این نقاشی دیده میشود.
در نقاشی "ستایش مغ" که اثری دیگر از گیرلاندایو میباشد نیز فرشته و ابر درخشان دیده میشوند .
همچنین در این نقاشی از کتاب " Book Of Prayers" نیز ابر درخشان پر از فرشته های کوچک دیده میشوند .
در نقاشی تولد حضرت مسیح اثر لورنزو موناکو ، باز هم ابری مشابه بالای حضرت مریم یافت میشود درست هنگامیکه فرشته از ابر بیرون می آید تا به چوپانان این خبر را بدهد. دقیقا تصویری از مطلب یاد شده در انجیل لوقا.
بنابراین با اطمینان میتوان صحنه اعلام خبر تولد مسیح که در انجیل لوقا شرح داده شده را تشخیص داد. ممکن است این سوال بوجود آید که در آن عبارات در انجیل لوقا حرفی از ابرهای درخشان نیست، پس این ابر از کجا آمده است؟ در آثار مقدس هنری زمان رنسانس، فقط صحنه هایی برگرفته از اناجیل چهارگانه نشان داده نمیشد. هنرمندان، اغلب، الهامات خود را از متون عبادی جدید تر بر میگرفتند که شامل شخصیتها و موقعیتهایی با رگه های عمومی تر و داستانی تر بود. از این دست آثار میتوان به "" Mary's Presentation to the Temple یا "Virgin's Wedding " اثر جیوتو، مواجهه میان عیسی و یوحنا در اثر "The virgin of the rocks" اثر لئوناردو اشاره کرد که همه موضوعات آنها از منابع بیگانه و غیر از اناجیل چهارگانه گرفته شده است. نقاشان اغلب صحنه ها و موقعیتهایی از متون نا متناجس و متفاوت از هم و یا از چندین کتاب مشکوکى که راجع به زندگى حضرت عيسى و دين مسيح نوشته شده را مخلوط میکردند، مثل "Golden Legend" اثر یاکوب داوارزه. یکی از این کتب که در آن زمان خیلی زیاد به عنوان منبع مورد استفاده قرار میگرفت، انجیل طفولیت مسیح (ع) "Infancy Gospel of James" است. در این کتاب شرحی از تولد مسیح وجود دارد که در آن هیچ فرشته ای نیست و بجای فرشته، ابری از نور به عنوان یک ماما جایگزین شده است. "آنها در محل غار ایستاده بودند، و مشاهده میکردند!، یک ابر تابان که غار را تحت الشعاع قرار داده بود. و قابله گفت: روح من امروز بزرگ شده است، زیرا چشمان من چیزهای شگرف را دیده اند: آن رستگاری بیرون از اسرائیل آورده شده است. و فورا ابر ناپدید شد، و یک نور عظیم در غار درخشید که چشمها نمیتوانست آن را تحمل کند" (باب19- شماره 2).
در انجیل لوقا، او میگوید "و نور و شکوه خداوندگار دور او میدرخشید". اما اینجا نویسنده اضافه میکند که "چشمها نمیتوانست آن را تحمل کند". در بسیاری نقاشی ها میتوان دید که چگونگه چوپان با دستش از چشم خود در مقابل نور محافظت میکند. در کتاب دیگری از این دست میتوان شرحی درباره ستاره یافت، به علاوه اینکه میتوان خواند که چگونه یوحنای کودک باید از دست هبروديس فرار کند: "و، هنگامی که هبروديس دانست که مغ (magi) باید از او تقلید کند، در اقدامی دیوانه وار قاتلانی را فرستاد درحالی به آنها میگفتند: کودکان از دوسال، و کمتر را بکشید. و مریم، که شنیده کودکان کشته خواهند شد، ترسیده بود و طفل را برداشت و قنداق کرد و او را درون آخور گاو گذاشت. الیزابت نیز شنید که آنها دنبال یوحنا میگردند، او را برداشت، و به بالای تپه برد، و دنبال جایی گشت که او را پنهان کند. اما جایی برای پنهان کردن وجود نداشت. و الیزابت با صدای بلند فریاد زد و گفت: کوه خدا، مادر و بچه اش را بپذیر! و فورا کوه ترک خورد و او را جای داد. و نوری دور آنها میدرخشید برای اینکه فرشته خداوندگار با آنها بود تا از آنها نگهبانی کند." در این عبارات از این کتاب، نور مربوط شده به فرشته محافظ، بدون اینکه مربوط به شخص باشد. نمایش ابر تنها، بدون فرشته، نادر است، ولی یک نمونه از آن را میتوان در نقاشی ای از مستر فرانک دید. نقاشی زیر خدا را درون ابر نشان میدهد، درحالیکه فرشته برای چوپانان اعلام خبر میکند.
مارکو بوشاگلی تا کنون چندین کتاب درباره شکل شناسی فرشتگان نوشته است. بخصوص در کتاب "تاریخ فرشتگان" او عبارتی از پئودو دایونگی نقل میکند که گفته: "کتب مقدس آنها را در شکل ابرها نشان میدهند که نشان دهند موجودات مقدس با نوری پنهان و فوق دنیوی پر شده اند". در نقاشی مورد بحث ما که
احتمالا اثر سباستیانو میناردی است، هیچ یوفویی وجود ندارد. سه ستاره کوچک
زیر ستاره بزرگ نماد های سه دوره باکرگی حضرت مریم (قبل، به هنگام و بعد
از تولد حضرت مسیح) هستند و ابر تابان، نماد شکوه و جلال خداوند است که از
کتاب انجیل طفولیت (بخش 2، شماره 19) گرفته شده است. یعنی داستان انجیل
لوقا در این کتاب بدین گونه شرح داده شده و نقاش نیز تنها میخواست همین
داستان را نشان دهد . سایر نقاشی ها با همین مضمون و توضیحات بالا دلیلی بر
رد شدن این موضوع است که چیزی مشکوکی یا بشقاب پرنده ای در این تصویر حاضر
باشد و چنین استدلال هایی دروغ محض برای فریب ماست . پایان منبع: حقیقت خاموش گردآوری: هکران قلب ها ومغزها موضوعات مرتبط: برچسبها: [ 08:52 ] [ ضد کابالا + محمود بلالی ]
|
PARAM NAME= | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : Hearts & Minds Of Hackers ] | ||